سلام

همه فهمیدن که توی آذربایجان زلزله اومده.

نمی دونم که آیا واقعا فقط فکر کردن لازمه یا نه؛ ولی می دونم که همه چی با فکر کردن شروع میشه.

برای ما تهرانی ها که تقریبا هیچ وقت زلزله ی واقعی رو حس نکردیم، فهمیدن حال کسایی که الان توی آواره ها زندگی می کنن واقعا سخته.

اما کاری که همه ما می تونیم بکنیم اینه که فقط چند دقیقه به اتفاق های بدی که واسه زلزله زده ها افتاده فکر کنیم. به از دست دادن عزیزامون فکر کنیم؛ فقط به این که ناراحتی عزیزامون چقدر ناراحت مون می کنه چه برسه به این که اونا رو از دست بدیم 

و شاید ناراحتی مون چند برابر بشه وقتی ببینیم که هیچ چیز از خونه زندگی مون باقی نمونده.. نه همدمی هست، و نه خونه ای. آیا کسی هست کمک کنه؟؟

نمی دونم الان چه طور میشه به زلزله زده ها کمک کرد تقریبا به هیچ سازمان و اداره و هر جای دیگه ای نمی تونم اعتماد کنم؛ نمی شه تضمین کردکه کمک ها حتما می رسه دستشون.

امیدوارم کسایی که می تونن به زلزله زده ها کمک کنن دریغ نکنن.

یاد حرف یکی از معلمام افتادم:" گرسنگی فقط یه واژه است. چطوری می تونی بفهمی گرسنگی یعنی چی وقتی شکمت سیره؟" 

شاید بشه کاری براشون کنیم که اگر یه روزی توی تهران زلزله اومد، برامون سنگ تموم بذارن!!